h1

(آرشیو وبلاگ)

می 26, 2008

مصاحبه شاه با یکی از خبر نگاران

شاه به خبرنگار میگه چرا میگی خلیج؟ مگه مدرسه نرفتی

کلیک برای دانلود

از این لینک هم می تونین استفاده کنین

http://s31.eu.rapidbaz.com/get/_kO7W/ad70.rar

با سلام دوستان

توضیحی در مورد ویدیو

صحبت راجع به لابيگري اسراييليها درامريكاي انزمان ميباشدوشاه مينالدكه اينها روي بانكها وسايل روابط عمومي وغيره نفوذدارند.
دوستان توجه كامل داشته باشند كه گوينده متن ميگويد شاه ايران بصورت غيرمعمول وبسيار حرفه اي وقدرتمند بي پرده و رك بود ونمونه هم مصاحبه اين خبرنگار معلوم الحال را ارايه ميدهد ببينيد اقازاده درسال 1974 ميگويد من همانطوريكه ميدانيد از روي خليج عبور كردم خليجي كه شما ميگوييد فارس انها ميگويند عربي شاه مي گويد مگه مدرسه نرفتي؟
عبارت School را بكار ميبرد يعني درابتدايي ترين اموزش به شما چه اموختند؟
ميگويد خليج فارس شاه ميگويد پس ديگر چه؟
خبرنگارميگويد خوب انها ميگويند عربي شاه ميگويد انها شايد خيلي كارها بكنند!!!!!!!!!!!!!!!!
واقعا اگه كسي از موضع قدرت حرف بزنه صدايي نازك ازش بلند نميشه كه حالا بشينيم راجع به اختلاف بابرادران اماراتي كه همه واردات ما را تامين ميكنند وسودهاي ميلياردي نصيبشان ميشود چانه زني كنيم.
ايران سربلند ايراني سرفراز همينكه از دست مابرمياد همينقدر را ناچيزهم هست اما از بي غيرتي وبي توجهي بدور باشيم.

منبع : بخش تاریخی ست ست https://satsat.net

_______________________________________

با سلام تمام پست هایی که از وبلاگ ناپدید شدند به آرشیو منتقل شدند برای دیدن به روی لینک های  زیر کلیک کنید

آرشیو پست 1-4  اینجا

بقیه آرشیو هنوز تشکیل نشده

48b5ea9d4697

_______________________________________

تا بعد خدا نگهدار شما باد

3 دیدگاه

  1. بادرود
    وبلاگ ایران سرزمینم با مطلب
    دلسوزی رژیم آخوندی برای بیگانگان و بی تفاوتیشان نسبت به ملت رنج دیده ی ایران
    (همراه با عکس های تکان دهنده)
    بروز است.


  2. پـهــن(سرگین)
    نوشته شده در می 11, 2008 درویش | Edit

    تقدیم به شاهزاده رضا پهلوی، به شهبانو فرح، به سلطنت طلبان و همه آخوندها و صد البته به تمام مصرف کنندگان نفت در اروپا و امریکا

    در سنین شش تا پانزده سالگی هر وقت الاغی را می دیدم که دارد پهن می کند، احساس می کردم در های تمدن بزرگ برویم گشوده شده است واز شادی و شعف خود را در بهشت موعوداحساس می کردم . از تمدن بزرگ شاه و بهشت و حورالعین آخوندها تصوری نداشتم. تنها می دانستنم از یک سرمنزل خوب، از یک مکان موعود یا از شرایط خیلی لذتبخشی صحبت می کنند که چنان شرایط یا مکان و موقعیتی برای من تنها هنگامی فراهم می شد که می دیدم خری دارد پهن می کند.(پهن، به کسر«پ» و «ه» سرگین و مدفوع الاغ ، اسب یا قاطر را گویند.)قصد شوخی ندارم.

    در کشوری که دومین ذخائر نفت و سوخت جهان را دارا بود، « پهن» سوخت و گرما بخش خانه اکثر مردم روستای ما بود. آنهم روستائی در دوازده کیلومتری شهر اصفهان و دومین شهر بزرگ ایران. شهری که سالها پایتخت ایران بوده و همیشه خیلی از شهر های تاریخی بزرگ و باقدمت جهان زور زده اند که خود را خواهر خوانده و همتراز و مشابه آن قلمداد کنند.

    در دوازده کیلومتری، و با پای پیاده، در دوساعتی چنین شهری، من و خیلی از بچه های همسن و همکلاسیم، پس از برگشتن از دبستان به چیزی فکر نمی کردیم جز رفتن بسوی دروازهای تمدن بزرگ شاهنشاه آریامهر و وارد شدن به بهشت موعود آخوندها . آری، همگی می رفتیم به جستجوی« پهن »یا«سرگین» خر. در خارج از روستا، در کوچه ها، در مزارع و هر کجا که ممکن بود محل عبور و گذر الاغی بوده باشد می گشتیم تا اگر آن الاغ در مسیر خود ریده باشد، سهم خود را از آن بر گیریم و از ذخائر سوخت و انرژی سرزمین آبا و اجدادیمان بی بهره نمانیم و زمستان گرمی داشته باشیم .

    در حالیکه فرانسویها و انگلیسی ها دور دنیا و در سوراخ سمبه های سر زمین ما بدنبال کشف منابع انرژی می گردیدند، نمی شد که ما بی کار بنشینیم و از انرژی فراوانی که در چند قدمی خودمان بود بی بهره بمانیم. برای اینکه ما هم مانند آنها زمستان گرمی داشته باشیم، همه جا را بدنبال کشف انرژی می گشتیم، با چشمان تیز و کنجکاو. اگر گاهی اتفاق می افتاد به پهن های آفتاب کرده خرمنکوبها نیز دستبردی می زدیم. آخر شرط مروت نبود که آنها به اندازه آمریکا انرژی ذخیره کنند و ما بی بهره باشیم. البته به خاطرش حاضر به دعوا یا قتل و کودتا نبودیم. خلاصه همه جا را می گشتیم، جایجای مزارع و وجب به وجب زمین های درو شده گندم را، و البته با پای برهنه. پای برهنه راه رفتن روی زمین گندمی که با داس درو شده باشد را فقط کسانی می فهمند که تجربه داشته باشند. خار مغیلان و سیم خار دارد به گردش نمی رسند. آدم را از هر انرژی ای متنفر می کنه، حتی انرژی احمدی نژادی.

    در آنزمان نه شاهنشاه آریامهر و شهبانو و نه ژنرال دوگل هیچکدام تصوری از راه رفتن با پای برهنه آنهم روی زمین داغ درو شده نداشتند، بنابراین امروز در این مورد با ولیعهد عزیز و آقای سارکزی حرفی نمی زنم ، آخر شرط مروت هم نیست. چونکه با آقای سارکزی هم نمک شده ام و رئیس جمهورمون هم هست، ممکنه دلخور بشه و از فرانسه بیرونم کنه. اونوقت مجبورم بر گردم ایران . می گویندکه یک شاه دیگه اومده و شرایط پهن جمع کردن خیلی دشوار تر از قدیما شده. به ولیعهد هم کاری ندارم، آخه اونهم مثل خودم از دست آخوند ها فرار کرده. ممکنه دلخور بشه و این دوزار پولی که از پهن های باباش مونده زهر مارش بشه. ببخشید منظورم پول انرژی بود. نفت را می گم . آخر من نفت و انرژی را با پهن قاطی می کنم و اینروزها هم هر وقت از انرژی اتمی صحبت می شه بی اختیار یاد پهن می افتم ، شاید فکر کنید شوخی می کنم و یا خدای ناکرده قصد اهانت دارم، ولی اینطور نیست ،حتی اون اول ها هر وقت در اخبار و سرو صداها می شنیدم که آقای احمدی نژاد می خواهد انرژی اتمی درست کند، فکر می کردم می خواهد سرگین بکند . …

    ادامه دارد. « پهن » شاید زبانی طنز گونه داشته باشد، اما از حقایقی تلخ پرده بر می دارد که از پهن تا انرزی اتمی همه را در بر می گیرد، از شاه و آیت الناس بروجردی شروع می شود و در ادامه به پهن احمدی نژاد، ببخشید به انرزِی اتمی احمدی نژاد می رسد. باور کنید نه قصد اهانت به کسی را دارم و نه ….. جز حقیقت. اینهم لینک پهن
    http://vasabaha.com/?cat=7


  3. با سلام
    عالیست خدای متعال محمدرضا شاهنشاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران را رحمت کند. به امید روزی که دوباره حکومت شاهنشاهی در ایران بیاید و از این همه ظلم و ستم و بیکاری و تورم و دزدی رزیم آخوند شیطانی رهایی یابیم.آمین با رب العالمین



نوشتن دیدگاه